sokpile
آيا بايد نوشت آنچه نبايد نوشت؟

در ایران من دانشجویان دو دسته می شوند.دسته اول مبارزه می کنند ،شکنجه می شوند،زندانی می شوند واز دانشگاه اخراج میشوند با آینده ای نا معلوم.دسته دوم کاری به این جریانات ندارند.درسهایشان را می خوانند و مدارکشان را می گیرند و چه حکومت بماند یا برود آنها به عنوان دکتر و مهندس پستها را قبضه می کنند.در این مانده ام که آیا به بچه هایم چه بگویم؟؟مبارزه یا فرصت طلبی؟.تاریخ نشان داده که ار مبارزان نامی مانده است و از فرصت طلبان مالی.دانشجویان مبارز سال پنجاه و هفت کجا هستند و فرصت طلبها کجا؟همینطور به گذشته های دور و انقلاب مشروطه و..........اگر به آنها بگویم مبارزه نکنید می گویند این زمان با زمان شما فرق دارد.اگر بگویم مبارزه کنید و کشورتان را نجات دهید،دروغ بزرگی گفتم .چون فرصت طلبان حکومت را خواهند قاپید و ایران باز آزاد نخواهد شد.تلخی تجربه پنجاه و هفت هنوز مانده است.به چکنم دچار شدم.به آینده ای که فرزندانم با بچه هایشان در خانه ای ویلایی سالگرد تولد پدر بزرگ را جشن می گیرند یا به آینده ای که بر قبری باید بگریم و شاهد جشن همسایه ی فرصت طلب باشم.مانده ام کدامین راه ؟آنهم کشوری مثل ایران. پس از صد سال از انقلاب مشروطیت و مبارازات به همان جای اول باز گشتیم،حاکمیت مذهب.
تازگی ها نامه نگاری در ایران رواج زیادی پیدا کزده است، بخصوص به مقامات.البته عریضه نویسی در ایران رایچ بوده است. مردم فکر می کردند چون ممکن است پادشاه از همه چیز خبر نداشته باشد وقتی پادشاه برای دیدار وبازدید می رفت اگر دستشان به او میرسید نامه های به او میدادند وشمه ای از وضع خود ونیازهایشان و ظلم ماموران را به عرض او میرساندند.خوب شاید تا حدی این روش مورد نیاز بود چون رسانه های گروهی وجود نداست یا به این گستردگی نبود. اما در دنیای اینترنت آیا سران دولت ها می توانند از اوضاع جامعه بی خبر باشند؟در همه این نامه ها به رییس جمهور ویا ولایت فقیه از دستگیری نویسندگان، از رفتار خشونت بار با دانشجویان ،از عدم آزادی و ......سخن رفته است.من دراین مانده ام که نویسندگان این نامه ها چه چیزی میخواهند به مقامات جمهوری اسلامی گوشزد کنند؟ آیا هنوز بر این توهم هستند که این مقامات اصلاح پذیر ند.آیا بیست و هفت سال برای توهم کافی نیست؟
هر سیستم حکومتی را با توجه به باورهایش و نگرشش باید مورد ارزیابی قرار دادواز آن انتظار داشت.با نگرش به باورهای مقامات جمهوری اسلامی که بر پایه های مطلق گرایی وحکومت ولایت فقیه وتفکرات ارتجاعی و خود کامگی استوار است،نویسنگان انتظار چه پاسخی از این افراد دارند.آیا منتظر هستند که مثلا آقای احمدی نژاد بگوید:من نامه شما را دریافت کردم و تغییرات مورد در خواست شما را در بر نامه دولت خواهم گنچاند.دقیقا مثل برنامه ایشان برای ورود زنان به استادیوم های فوتبال.در نهایت باید گفت انتظار هر گونه تعییرات اساسی و بنیادی که به دموکراسی ،بهبود وصع اقتصادی،رعایت حقوق بشروحقوق زنانازجمهوری اسلامی یک توهم بزرگ است.این نامه ها تلاشی است تا جمهوری اسلامی از هم نپاشد بلکه با تعییراتی رو بنایی وسطحی از سقوط آن جلوگیری کنند.
سلام
این نوشته برای آزمایش است.